تبلیغات
ویدیا گراف _ عکس و گرافیک  

 
 

اربعین حسینی گوشه ای از حرم حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (ع) جای من بود ، سراسر عزا و ماتم بود ، اما میخواهم از آخر مراسم بگویم همان وقتی که در انتهای عزاداری مداح صدایی زد که دست های خودتون رو بالا بیارید وقتی اطراف خودم را نگاه کردم تقریبا سه چهار هزار دست را دیدم  که به طرف آسمان دراز شده بود ، صحنه زیبایی بود ، دست های من هم یکی از همین دست ها بود... مداح صدا زد " لــبیک یــا حسیــن "  همه این جمله را تکرار کردند . من هم بار اول همین جمله را تکرار کردم اما دستانم را پایین آوردم و دیگر آن جمعیت را همراهی نکردم  چرا که مطمئن نبودم اگر حسین (ع) الان بود واقعا می توانم به ندایش لبیک بگویم یا نه ؟؟
خدایا مرا ببخش اگر در لبیک گفتن به ندای مهدی (ع) شک و تردید دارم ....





برچسب ها: اربعین حسینی، مراسم اربعین امام حسین در شاه چراغ، شاهچراغ، اربعین فراق،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 دی 1392 توسط [حجت]
خدا
درقلب کودک فقیریست درهمسایگی حاجی 

و حاجی دربین عرب هابه دنبال خدا !!!!

دیشب چیزهای عجیبی دیدم .... 
دیشب همراه یکی از دوستام برای یک قدم زدن ساده بر خلاف همیشه که به سمت پایین شهر حرکت می کردیم اینبار تصمیم گرفتیم بالای شهر را برای گذراندن یک شب شیرین انتخاب کنیم . از چهار راه ملاصدرا شیراز بر خلاف همیشه به سمت عفیف آباد حرکت کردیم . در بدو ورود به خیابان عفیف آباد جوانی را دیدیم که از لحاظ وضعیت ظاهری شیک و صدای زیبای داشت . زیبایی صدایش از آنجا مشخص بود که همراه گیتارش چشم ها را به سمت خودش می کشاند . وقتی پایین نیمکتی که بر روی آن نشسته بود را نگاه کردیم کیف گیتارش بود و مقداری پول خورد ... که ما از کنارش رد شدیم 

جلوی ما پیرمردی از رفتگران نارنجی پوش شهر راه می رفت در حالی که دست پسربچه ای 6-7 ساله در دستانش بود . لحظه ای که از کنارش رد شدیم جمله ای شنیدیم که باعث شد هر دو نفرمان یک دقیقه ای سکوت کنیم و فکر کنیم که آیا درست شنیده ایم یا نه ؟؟ او به همان پسربچه گفت : باباجون پول ندارم وگرنه برات شانی میخریدم ...

در ادامه مسیر بهتر است از دخترانی که قیافه هایی شبیه به پسر داشتند از مراسم قلیان کشیدنهایشان حرف میزدند نگویم . بهتر است از ساختمانی که از آن طرف خیابان هم باید برای دیدن انتهابش سرت را تا آخر بالا می بردی نگویم . بهتر است از مدل موها و صحنه هایی که در پاساژ ستاره دیدیم نگویم ...




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 آذر 1392 توسط [حجت]


دوباره چهره ی شهر عوض شد.
دوباره علم ها و کتل ها را کنار گذرگاه ها و محلات می بینیم.
دوباره حسینیه ها و مساجد مشکی پوش شدند.
به راستی چرا؟
چرا این شور در بین مردم به وجود می آید؟
چرا محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته؟ 
چرا ائمه معصومین اینقدر سفارش به عزای حسین(ع) کرده اند؟
چرا در بین ائمه فقط حسین(ع) قیام علنی در برابر حکومت ظلم کرد؟
چرا در زمان معاویه این کار را نکرد؟
چرا مردم کوفه قصد قیام بر ضد یزید را داشتند؟ آیا واقعا تشخیص داده بودند که یزید وارث حکومت نیست؟
چرا کوفیان از میان چهار مدعی حکومت به حسین بن علی(ع)  نامه می نویسند؟ آیا واقعا بصیرت نسبت به امام پیدا کرده بودند؟
صلا چرا بین بلادهای اسلامی تنها کوفیان به طور گسترده نامه نوشته و حجت را بر امام تمام کردند؟
چرا امام به پاسخ کوفیان جواب مثبت داد؟ آیا ایشان به خیانت مردم کوفه در زمان پدر گرامیشان واقف نبودند؟
چرا اما حج رو تمام نکرند؟
اصلا چرا از بین بلادهای اسلامی تنها کوفیان به طور گسترده نامه نوشته و حجت را بر امام تمام کردند؟
چرا امام به درخواست کوفیان جواب مثبت داد؟ آیا ایشان به خیانت مردم کوفه در زمان پدر گرامیشان واقف نبودند؟
چرا امام حج را ناتمام رها کردند؟
چرا با وجود اینکه قبل از ورود به کربلا، امام متوجه خیانت کوفیان می شود باز به راه خویش ادامه می دهد؟
چرا کوفیان که حکومت یزید را کفر می پنداشتند حال فوج فوج در لشکر یزید و در مقابل امام حسین(ع)  ایستاده اند؟
چرا هیچ یک از لشکریان کوفه به بستن آب بر روی امام حسین(ع)  و یارانش اعتراض نکرد؟
چرا بعد از شهادت امام قیام هایی به خونخواهی صورت گرفت اما هیچ یک از آن ها توسط وارثین به حق امام نبود؟ 
چرا قیام هایی به اسم حسین(ع) حتی در بین غیر مسلمانان رخ می داد؟
چرا حتی آخرین قیام روی این کره ی خاکی به نام آن حضرت است؟ (این الطالب بدم المقتول بکربلا...)
چرا ما فکر می کنیم چون می دانیم روز عاشورا چه رخ داده است پس تمام فلسفه قیام را می دانیم؟ 
چرا از هرکس که بپرسیم هدف از قیام حسین(ع)  چه بود فورا جواب می دهد برای امر به معرف، مگر امام در مدینه امر به معروف نمی کردند؟
چرا وقتی می گویند آیا امام  برای حکومت قیام کرد یا نه؟ عده ای می گویند: نه چون امام می دانست شهید می شود پس قیامش برای حکومت نبوده است؟؟؟؟!!!!
بیایم امسال به غیر از عزاداری و سینه زنی و خدمت به عزاداران حسین(ع)  که باید هم انجام شود قدری برای پاسخ به این سوالات و صدها سوال و شبهه دیگر وقت بگذاریم که امام صادق(ع)  فرمودند:

 “یک ساعت تفکر بهتر از هزار سال نماز مستحبی است”.

متن از نشریه پالس

در ادامه همین مطلب روزشمار محرم و مطالبی مفید ارائه شده است که خواندنش خالی از لطف نیست 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 آبان 1392 توسط [حجت]

طرح بالا رو بعد از شنیدن حرکت عجیب غریب وهابی های رژیم آل سعود زدم  

 امسال توسط تشکیلات سعودی 6 میلیون کتاب بر ضدشیعه منتشر شده است، 6 میلیون عدد بسیار بزرگی است و میلیاردها هزینه دارد.
اما شیعه دارای منطق است، شیعه نه آدم‌کش و نه تروریست بوده و دست به ویرانگری نمی‌زند و سر افراد را نمی‌برد و قبور صالحان را تخریب نمی‌کند؛ شیعه دارای منطق و برنامه است و با یک مشت دروغ و تهمت نمی‌توان جلوی پیشرفت آن را گرفت.
ولی این عیب است که کس دیگری را به خانه دعوت کرده و از سوی دیگر 6 میلیون کتاب علیه او منتشر کرد؛ حجاج  میهمان این کشورها هستند؛ کدام عقل اجازه می‌دهد که انسان نسبت به مهمانان خود این‌گونه رفتار کند.
مشاهده برخی از فتواهای علمای سنی خالی از لطف نیست




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 آبان 1392 توسط [حجت]

 قسمتی از پیاده رو خیابان اهلی شیراز ، تشک خواب یک نارنجی پوش  




برچسب ها: نارنجی پوشان، نارنجی پوش، گارگران زحمتکش شهرداری، رفتگران شهرداری،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 مهر 1392 توسط [حجت]

همه ما بارها چنین صحنه هایی را در کوچه ها و خیابان ها مشاهده کرده ایم اما گونه ای دیگر از فقر وجود دارد که متاسفانه از چشمان بسیاری از مردم پنهان مانده
در کنار خدا بودن و احساس تنهایی کردن نوعی فقر است ...
دیدن عکس های اسپایدر من ، بتمن و شرک روی لباس بچه ها نوعی فقر است در حالی که نمی دانند همت ، بابایی ، زین الدین و صیاد شیرازی که بودند ...
شما هم ببینید ! در اطراف خود فقر را ببینید ! باز هم نگاه کنید تا باز هم ببینید ...





برچسب ها: فقر و تنگدستی، عکس هایی از فقر و تنگدستی، فقر مالی، کارتن خوابی، فقر و تنگدستی در خیابان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 مهر 1392 توسط [حجت]
(تعداد کل صفحات:11)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به "ویــدیــا" است

  • مطالب روز
  • بالشت
  • فارسی بوک
  • آریس مت